تبلیغات
شهرستان نور پایتخت ساحلی ایران (انتخابات در شهرستان نور) - چرا حضرت آیت ا... مصباح از سال 88 به عنوان عجیب ترین سال عمر 80 ساله خود یاد كرد.؟
 
شهرستان نور پایتخت ساحلی ایران (انتخابات در شهرستان نور)
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم



سال88 یكی از عجیب ترین سال های تاریخ معاصر ایران بود. سالی كه همه آن را با نام فتنه 88 می شناسند. این فتنه چطور بود كه توانست این همه انرژی و وقت مسئولین و مردم را صرف خود كند تا جایی كه امثال بزرگانی چون استاد مصباح یزدی از آن به عنوان عجیب ترین سال عمر 80 ساله خود ذكر می كنند.در این یادداشت مبسوط، سعی داریم بعد از تعریف فتنه، كمی در مورد ایجادكنندگان فتنه ها و هدف آن ها از «فتنه سازی» صحبت كنیم. پس از آن از انگیزه های فتنه گران و ریشه های رفتاری آن ها، وظایف عوام و خواص در فتنه ها، «حماسه نهم دی» و وظایف ما پس از این حماسه سخن خواهیم گفت.

فتنه چیست؟
«فتنه معنایش این است كه یك عده ای بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود كنند؛ در این فضای غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهره ی خودش را پنهان كند، وارد میدان شود و ضربه بزند. اینكه امیرالمؤمنین فرمود: «انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع»، تا آنجائی كه میفرماید: «فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم یخف علی المرتادین»؛ اگر باطل، عریان و خالص بیاید، كسانی كه دنبال شناختن حق هستند، امر برایشان مشتبه نمیشود؛ میفهمند این باطل است. «و لو انّ الحقّ خلص من مزج الباطل انقطع عنه السن المعاندین»؛ حق هم اگر چنانچه بدون پیرایه بیاید توی میدان، معاند دیگر نمیتواند حق را متهم كند به حق نبودن. بعد میفرماید: «و لیكن یؤخذ من هذا ضغث و من ذاك ضغث فیمزجان»؛ فتنه گر یك تكه حق، یك تكه باطل را میگیرد، اینها را با هم مخلوط میكند، در كنار هم میگذارد؛ «فحینئذ یشتبه الحقّ علی اولیائه»؛ آن وقت كسانی كه دنبال حقند، آنها هم برایشان امر مشتبه میشود. فتنه این است دیگر.»

فتنه توسط چه كسانی صورت می گیرد؟
بزرگان دین در توصیف فتنه از منظر قرآن بیان می كنند كه فتنه هیچگاه به صورت خودجوش و اتفاقی به وجود نمی آید؛ بلكه همیشه فتنه با اراده فاعل خود، بین مردم و اقشار گوناگون به وجود می آید. سه عامل فتنه وجود دارد كه به طور خلاصه به آن ها اشاره می كنیم:
1. در نوع اول، فاعل خداست كه برای آزمایش و تمییز مؤمن واقعی از غیرمؤمن و مؤمن سطحی، فتنه را ایجاد می كند. در این نوع فتنه، هر چه فتنه سنگین تر و امتحانات سخت تر باشد، پاداش هایی كه در ازای موفقیت در آن فتنه نصیب بندگان می شود، بیشتر است. البته باید توجه داشته باشیم كه خدا برای ایجاد فتنه، از ابزارها و وسایل گوناگون استفاده می كند و در واقع این نوع فتنه به صورت عام در نظر گرفته می شود كه بر دو نوع فتنه ای كه در ادامه می آید، محیط است.
2. دسته دوم فتنه ها، توسط شیاطین به وجود می آیند. ابلیس به اذان خدا این توانایی را پیدا كرده كه جز مخلصین، بتواند با وسوسه، بسیاری از انسانها را گمراه كند و یكی از ابزارهای قدرتمند او ایجاد فتنه بین عموم موحدان است.
3. دسته سوم ایجاد كنندگان فتنه، مردم هستند. آن دسته از مردمی كه زمام امورشان را به دست شیطان سپرده اند و بدون اینكه دیگر نیازی به وسوسه از طرف شیطان باشد، خودشان به خاطر حب جاه و مال و مقام و قدرت، ایجاد فتنه می كنند.

هدف از ایجاد فتنه
هر كدام از عوامل فتنه ای كه در بالا اشاره شد، به خاطر اهدافی ایجاد فتنه می كنند:
1. خداوند به دلیل امتحان و آزمایش بندگان و جدا كردن سره از ناسره، فتنه را شامل حال همه افراد (عوام و خواص) از ابتدای خلقت تا كنون كرده است تا جایی كه 2 آیه از قرآن اشاره به فتنه ای دارد كه برای پیامبر عظیم الشأن اسلام به وجود آمد.
مقام معظم رهبری در توصیف این امتحان الهی در فتنه 88 بیان می كنند: «امتحانهائی هم در این انتخابات پیش آمد. یك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در این امتحان برنده شدند؛ نمره‏ی قبولی گرفتند. حضور عظیم مردم، یك امتحان عظیمی بود كه آنها را سرافراز كرد. بسیاری از آحاد مردم، از جریانهای سیاسی، طبق وظیفه‏شان عمل كردند. بعضی از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضی‏ها را مردود كرد. برخی از جوانان ما كه با صداقت، با سلامت وارد میدان وظیفه میشوند، به رغم هوشیاری‏هایشان، در مواردی اشتباه كردند. بسیاری از جوانان این كشور هم با همان ایمان، با همان صداقت، حركت درستی كردند. به كسی اعتقاد پیدا كردند، به او رأی دادند؛ یا آن كس رأی آورد یا نیاورد. ملاك این نیست. ملاك این است كه انسان عقیده‏ای پیدا كند، هوشیارانه، از روی احساس وظیفه، احساس تكلیف، وارد میدان این عمل سیاسی و حركت سیاسی بشود. بعد هم همه تسلیم قانون باشند. اكثر قاطع ملت ما - از جوانها، از نخبگان، از توده‏ی عظیم مردم - در این ردیف قرار گرفته‏اند و در این امتحان مقبول شده‏اند. یك عده هم البته فریب خوردند.»
2. هدف شیطان هم از فتنه، كینه ای است كه از آدم (ع) و بنی آدم دارد و قسم خورده است كه «لاغوینهم اجمعین» (همه را فریب می دهم.)
3. اما این سؤال پیش می آید كه انسان ها چرا مقابل هم قرار می گیرند و فتنه می كنند؟ در صورتی كه انسان ها ذاتاً نباید مشكلی با هم داشته باشند و كینه ای از هم به دل داشته باشند اما انسان ها نیز به دلایل گوناگونی ایجاد فتنه می كنند. این دلایل بازه ای از حسد تا حب جاه و مقام و شهرت و قدرت را شامل می شود. رهبر معظم انقلاب در توصیف دلایل ایجاد فتنه از سوی انسان ها فرموده اند: « آنچه كه مهم است، این است كه ملت عزیز ما اتحاد خود را حفظ كنند، وحدت كلمه را حفظ كنند. این وحدت كلمه، خاری در چشم دشمنان است. سعیشان این است كه وحدت كلمه ی ملت را به هم بزنند. به گمان من مهمترین هدف از حوادث دوران فتنه ی بعد از انتخابات - این چند ماه - این بود كه بین آحاد ملت شكاف بیندازند؛ سعیشان این بود. میخواستند بین آحاد مردم شكاف بیندازند، و نتوانستند. امروز معلوم شده است كه آن كسانی كه در مقابل عظمت ملت ایران، در مقابل كار بزرگ ملت ایران در انتخابات ایستادند، آنها بخشی از ملت نیستند؛ افرادی هستند یا ضد انقلاب صریح، یا كسانی كه بر اثر جهالت خود، بر اثر لجاجت خود، كار ضد انقلاب را میكنند؛ ربطی به توده ی مردم ندارند. توده ی مردم راه خود را ادامه میدهد؛ راه خدا را، راه اسلام را، راه جمهوری اسلامی را، راه پیاده كردن احكام الهی را، راه رسیدن به عزت و استقلال در پناه اسلام را. ملت حركتش اینجوری است.» (5)

ریشه های فتنه گری انسان ها
اگر بخواهیم به منشأ رفتارهای فتنه انگیز در انسان ها بپردازیم، موارد زیادی از قبیل حسد، جهل، حب دنیا، حب مقام و ثروت و جنون شهوت قابل تشریح هستند. اما قصد داریم به این موضوع با زاویه دید محدودتری بنگریم و به آفت هایی بپردازیم كه درون جامعه اسلامی و میان خود انقلابیون مسلمان پدید می آید. انسان هایی كه زمانی خودشان انقلابی بودند و بعضاً در انقلابی بودن تندروی و افراطی گری هم داشتند ولی در حوادث سال گذشته یا فتنه انگیزی كردند و یا دچار تفریط شدند.
آفت هایی كه درون جامعه اسلامی و میان خود انقلابیون مسلمان پدید می آید، می تواند 2 منشأ داشته باشد:
1. جهل به حقایق اسلام و معارف اسلامی
2. ضعف ایمان
كسانی وجود دارند كه به رغم مسلمان بودن و داشتن مرتبه ای از ایمان، اوضاع اجتماعی زندگی آنان به گونه ای نبوده است كه به حقیقت معارف اسلامی پی ببرند. اینا به جهت معلومات كم درباره حقیقت اسلام، باعث ایجاد یكی از كانون های خطر بین خود مؤمنان می شوند؛ اما خطر جدی تر این است كه بین مؤمنان، ضعف ایمان پدیدار شود. افرادی وجود دارند كه به رغم آشنایی كامل با معارف اسلامی، تصمیم جدی و عزم راسخ برای عمل به آن ها را ندارند و از هوا و هوس های خود پیروی می كنند. چنین افرادی ممكن است در واقع، خدا، پیامبر، دین و احكام شرع را قبول داشته باشند اما در برابر هوای نفس، خود را زمین گیر احساس می كنند؛ البته هنگامی كه شخص، در عمل، از خود ناتوانی نشان داد و هوا و هوس بر او چیره شد، ناخودآگاه ذهن و فكر او نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت:
«پدید آمدن فتنه ها، هواپرستی و بدعت گذاری در احكام آسمانی است؛ نوآوری هایی كه قرآن با آن مخالف است.»
بر اساس این سخن نورانی از حضرت علی (ع)، یكی از دو منشأ پیدایش خطرهایی كه از درون، جامعه اسلامی را تهدید می كند، پیروی از هوا و هوس و دنبال كردن خواهش های نفسانی است. (7) آنان كه در پی اجابت خواهش های نفسانی خویش اند، یا به دنبال مال و ثروت حرام خواهند رفت و به اختلاس از اموال بیت المال، رشوه خواری و اموری از این قبیل متوسط خواهند شد و یا به دنبال مقام خواهند رفت و از این طریق، غریزه قدرت طلبی خود را اشباع می كنند.

وظیفه ما در فتنه ها چیست؟
همه می دانیم كه آخرالزمان پر است از فتنه ها و امتحانات سخت. آیا این دلیل می شود كه بنشینیم و بگوییم از شرایط طبیعی آخرالزمان فتنه هاست و ما نباید كاری انجام دهیم؟ آیا ما برای حفظ دین خود و انسان های دیگر وظیفه ای نداریم؟ سعی كرده ایم كه بر اساس منویات مقام معظم رهبری، یك دسته بندی تفكیك شده برای «نخبگان» و «آحاد مردم» انجام دهیم:
- وظیفه نخبگان:
«نقش نخبگان و خواص هم این است كه این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهی می‏بیند كه متأسفانه بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بی‏بصیرتی‏اند؛ نمیفهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یك حرفی یكهو به نفع دشمن میپرانند؛ به نفع جبهه‏ای كه همتش نابودی بنای جمهوری اسلامی است به نحوی. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهای بدی هم نیستند، نیت بدی هم ندارند؛ اما این است دیگر. بی‏بصیرتی است دیگر. این بی‏بصیرتی را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهای مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوی تقلیدی - كه هر چه گفت، شما قبول كنید. نه، این را من نمیخواهم - از بین ببرید. كسانی هستند كه میتوانند با استدلال، آدم را قانع كنند؛ ذهن انسان را قانع كنند. »
- وظیفه عموم مردم:
«مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همه ی مردم كشورند، بخصوص این مناطق حساس. جوانان عزیز! هر چه میتوانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش كنید و نگذارید، نگذارید دشمنان از بی بصیرتی ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقیقت به شكل باطل و باطل در لباس حقیقت. امیرالمؤمنین در یك خطبه ای از جمله ی مهمترین مشكلات جامعه همین را میشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع یخالف فیها كتاب اللَّه». در همین خطبه، امیرالمؤمنین میفرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسی نمیتواند زبان علیه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان». آن كسانی كه مردم را میخواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمی آورند؛ باطل و حق را آمیخته میكنند، ممزوج میكنند، آن وقت نتیجه این میشود كه «فهنالك یستولی الشّیطان علی اولیائه»؛ حق، برای طرفداران حق هم مشتبه میشود. این است كه بصیرت میشود اولین وظیفه ی ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود.»
اما شبهه ای كه در زمینه وظایف در زمان فتنه مطرح می شود این است كه: «بعضی ها در فضای فتنه، این جمله ی «كن فی الفتنة كابن اللّبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب» را بد می فهمند و خیال می كنند معنایش این است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در این جمله این نیست كه: «بكش كنار». این معنایش این است كه به هیچ وجه فتنه گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.»

علاج فتنه
«در مقابل یك چنین پدیده ای، علاج چیست؟ عقل سالم حكم میكند و شرع هم همین را قاطعاً بیان میكند: علاج عبارت است از صراحت در تبیین حق، صراحت در بیان حق. وقتی شما می بینید یك حركتی به بهانه ی انتخابات شروع میشود، بعد یك عامل «دشمن»ی در این فضای غبارآلوده وارد میدان شد، وقتی می بینید عامل دشمن - كه حرف او، شعار او حاكی از مافی الضمیر اوست - آمد توی میدان، اینجا باید خط را مشخص كنید، اینجا باید مرز را روشن كنید. همه وظیفه دارند؛ بیشتر از همه، خواص؛ و در میان خواص، بیشتر از همه، آن كسانی كه مستمعین بیشتری دارند، شنوندگان بیشتری دارند. این وظیفه است دیگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود كه كی چی میگوید. اینجور نباشد كه باطل، خودش را در لابه لای گرد و غبارِ برخاسته ی در میدان مخفی كند، ضربه بزند و جبهه ی حق نداند از كجا دارد ضربه میخورد. این است كه حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان كنند. این، مخصوص یك گرایش سیاسی خاص هم نیست. در داخل نظام اسلامی، همه ی گرایشهائی كه در مجموعه ی نظام قرار دارند، اینها باید صریح مشخص كنند كه بالاخره آن حمایتی كه مستكبرین عالم میكنند، مورد قبول است یا مورد قبول نیست. وقتی كه سران استكبار، سران ظلم، اشغالگران كشورهای اسلامی، كُشندگان انسانهای مظلوم در فلسطین و در عراق و افغانستان و خیلی جاهای دیگر، می آیند وارد میدان میشوند، حرف میزنند، موضع میگیرند، خوب، باید معلوم بشود این كسی كه در نظام جمهوری اسلامی است، در مقابل این چه موضعی دارد؛ حاضر است تبرّی بجوید، بگوید من دشمن شمایم؟ من مخالف شمایم؟
بهزاد میردار
 
 1390/10/20
منبع:جبهه پایداری انقلاب اسلامی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی